اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

300

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

رونده ) ، پس گفت : اى غلام ، فرمان ( حكومت ) او را بنويس . فرمان او نوشته شد و او را فرمود كه يوسف بن عمر را بگيرد و عقوبت كند . نصر بن سيار پيش از آن بر شهرستانى از شهرستانهاى خراسان حكومت داشت و پس از عزل جعفر بن حنظله بجاى وى بود . يوسف عمال خالد از جمله : عيسى بن معقل عجلى و عاصم بن يونس عجلى را گرفته و زندانى كرده بود . ابو مسلم كه نامش پيش از آنكه محمد بن على او را عبد الرحمان بنامد ، ابراهيم بن عثمان بود ، خدمتگزارى عيسى بن معقل را داشت و از آنان مىشنيد كه درباره دعوت بنى هاشم سخن مىگويند تا آنكه ( حقيقت ) امر را فهميد . و سليمان ابن كثير و مالك بن هيثم و قحطبة بن شبيب به قصد مكه بيرون رفتند و بزندان عيسى ابن معقل و عاصم بن يونس در آمدند و ابو مسلم را ديدند كه نزد ايشان رفت و آمد مىكند و در اين باره با آنان سخن مىگويد ، پس او را با خويش بيرون بردند و نزد محمد بن على آوردند و او با وى سخن گفت و اظهار داشت كه من اين جوان را ياورمان گمان مىكنم ، بلكه خود همو است ، پس گفتارش را بپذيريد و فرمانش را ببريد و سفارش ( مرا ) درباره او بشنويد چه او بىشك صاحب اين امر است . بعضى دولتشناسان مىگويد كه : ابو مسلم محمد بن على را ديدار نكرد بلكه به خدمت فرزندش : ابراهيم بن محمد رسيد . يزيد بن عبد الملك وليعهدى را براى پسرش وليد بن يزيد قرار داده بود و پيوسته ميان او و هشام نزاع و دشمنى جريان داشت - پس روزى وليد نزد هشام آمد - [ 1 ] و او را در مجلسش نيافت و دايى او [ ابراهيم بن ] هشام بن اسماعيل مخزومى را بجاى وى ديد ، پس وليد چنان كه گويى او را نمىشناسد ، گفت : اين مرد كيست ؟

--> [ 1 ] ن : افتاد دارد .